پایان

به حول و قوه ی الهی(!) کار من با این وبلاگ به پایان رسید .

( انداختم تقصیر خدا نه؟!)

/ 15 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان دو گل

ای بابا کجا آخه؟ کاش باز هم بنویسی از دو تا گل نازت دلمون تنگ میشه براتون اگه باز خواستی بنویسی خوشحال میشم خبرم کنی[گل] روی ماه دختر و پسرتو میبوسم شاد باشین

مصطفی

سلام، امیدوارم که دوباره بیایید تو این دنیای مجازی، جای شما و نوشته‌های خوبتان برای من و همسرم خالیه، تازه ما بچه‌دار سدیم و یه دخمل ناز بابایی اومده پیشمون. سالم باشید و سلامت.

زرافه خوش لباس

چرا در اين وبلاگ هاي دوست داشتني رو مي بندين. يه دلخوشي بود كه به مامان هايي از جنس خودمون سر بزنيم و از لحظه هاشون با بچه هاشون بخونيم . من نوشته هايت رو دوست داشتم. موفق باشي

فاطمه

سلام خسته نباشی عزیزم وب باحال و پر محتوایی داری ممنون میشم به شبکه اجتماعی ما هم بیای و عضو بشی بیا و من رو هم اد کن اونجا منتظرم عزیزم فعلا بای

زیبا

[دلشکسته]نه!؟؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ اخه چرا؟!!؟؟!!؟!؟ این نامردیه!؟!؟؟!!؟!؟!؟[ناراحت] [سوال][گریه][وحشتناک][منتظر][اوه][زودباش]

هنا

بعد از گودر از خوندن خیلی از دوستها واموندم...امروز اومدم اینجا و دیدم نوشتی پایان. چرا دختر جون؟ ها؟ من هم دلم برای قلمت تنگ شده بود. جای دیگه ای می نویسی؟ طاها و مرسده خوبن؟

مریم

ای بابا چرا آخه؟؟؟؟؟؟ میشه اگه جای دیگه مینویسی ما رو هم مستفیظ (!!) کنی ؟؟